تبليغاتX
یادداشتهای معلم جغرافیا
خراسان رضوی - شهرستان فریمان
 نگرشی کوتاه به ارزشیابی تحصیلی فراگیران

مقدمه:

هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری در دانش آموزان و فراگیران است. اما یادگیری موضوع مشخص و واحدی نیست ، بلکه تقریبا همه ی فعالیتهایی که مادر طول زندگی انجام میدهیم از تجارب ما سرچشمه می گیرند. ما موضوعهای مختلف درسی و غیر درسی مانند فیزیک ، شیمی ، ادبیات ، هنر، علوم ، دینی ، آداب و رسوم ، طرز معاشرت و... را یاد می گیریم . علاوه براین ما دوست داشتن ، کینه توزی، ابراز محبت ، خشمگین شدن و بسیاری از عواطف دیگر را یاد می گیریم. همچنین ما ورزشها و حرفه های گوناگون نظیر فوتبال ، دو چرخه سواری، اتومبیل رانی، نجاری و... را یاد می گیریم. از آنجا که هدف آموزش یاددهی- یادگیری است، پس به همان نسبت که یادگیریها متنوع هستند، هدفهای آموزشی نیز گوناگونند.لذا هدفهای آموزشی در سطوح مختلف تحصیلی  نیاز به نوعی سازمان، نظم و ترتیب دارد.

به همین دلیل متخصصان تعلیم و تربیت از دیدگاههای مختلف به طبقه بندی اهداف آموزشی  پرداخته اند . از جمله این طبقه بندی هدفهای آموزشی ، طبقه بندی معروف به طبقه بندی بلوم است.

طبقه بندی بلوم:

این طبقه بندی بوسیله گروهی از متخصصان آموزش و اندازه گیری و ارزشیابی تهیه شده و به نام دکتر بنجامین بلوم که سرپرست گروه را بر عهده داشته شهرت یافته است. این طبقه بندی به صورت پیشنویس در سال 1948 م توسط متخصصان تعلیم و تربیت تهیه شده و برای حدود 100 نفراز متخصصان تعلیم و تربیت جهان ارسال و نظرخواهی شده است و در سال 1950 به تنظیم نهایی رسیده است.

در این طبقه بندی هدفهای آموزشی ابتدا به سه دسته کلی : حوزه شناختی ، حوزه عاطفی و حوزه روانی - حرکتی  تقسیم شده اند و هریک از این حوزه ها یا حیطه ها هم شامل تعدادی طبقه است.

 1) حوزه شناختی :

 این حیطه شناخت دانش، معلومات ،تواناییها و مهارتهای ذهنی فراگیران رادربر می گیرد. به عبارتی دیگر هدفهای این حوزه به جریانهایی که با فعالیتهای ذهنی و فکری سروکار دارند مربوط می شوند. مثلا وقتی معلم از این بابت نگران است که چه کسی از دانش آموزانش در حل کردن مسائل درس .... با مشکل مواجه است، نگرانی او در رابطه با مشکل دانش آموز به این حیطه مربوط می شود.

بنابر این به وضوح پیداست که بخش اعظم فعالیت های آموزشی معلمان و کوشش های یادگیری دانش آموزان در رابطه با وظایف آنها در دوران مختلف تحصیلی به حوزه شناختی ارتباط دارد.

طبقه بندی هدفهای آموزشی ، حوزه شناختی:

حوزه شناختی به جریانهایی که با ذهن و اندیشه آدمی سروکار دارد مربوط می شوند.مانند حفظ کردن ، فهمیدن ، استدلال کردن و قضاوت کردن.

این حوزه خود به دو بخش : الف) دانش   ب) تواناییها و مهارتهای ذهنی  تقسیم می شود.

الف) دانش :

دانش شامل یادآوری امور جزیی و کلی ، روشها و فرایندها ،الگوها ، ساخت ها یا موقعیتهاست. در واقع دانش عبارت است از حفظ و نگهداری ذهنی مطالب قبلا آموخته شده. سوالی در سطح دانش است که مطالب آن عینا در کتاب یا جزوه مطرح شده است و اصلا نوع فعل سوالات مورد نظر نمی باشد.

ب) تواناییها و مهارتهای ذهنی :

هدفهای مربوط به تواناییها و مهارتهای ذهنی بر فرآیندهای سازماندهی و تجدید سازمان مطالب آموخته شده که برای منظوری معین لازم اند تاکید می کنند. این هدفها درک و فهم مطالب ، توانایی استفاده از آنها در موقعیتهای تازه، تجزیهو تحلیل مسائل به ابداع و ایجاد آثار تازه و داوری و قضاوت در باره امور مختلف را شامل می شوند.

این بخش از حوزه شناختی از پنج طبقه به شرح زیر تشکیل یافته است.

- فهمیدن :

فهمیدن یعنی درک مطالب که فرد از آن طریق در می یابد که هدف اصلی مطلب مورد نظر چیست؟ فهمیدن یک مرحله بالاتر از دانش است.زیرا در دانش از یادگیرنده صرفا خواسته می شود مطالبی را که قبلا آموخته است ، بدون دخل و تصرف زیاد در آن به یاد آورد.اما در فهمیدن علاوه بر حفظ مطالب باید معنی و مفهوم آنها را بداند.

مثال: انتقال معنی از شکلی به شکل دیگر مثلا وقتی از دانش آ»وز بخواهیم مطلبی را از صورت توضیحی به شکل نمودار و... نشان دهد مشروط به اینکه مطلب عینا در کتاب به صورت خواسته شده بحث نشده باشد.

تفسیر :

توضیح دادن یا بیان کردن مطالب از طریق معنی کردن یا دادن مثالها یا خلاصه ای از آنها، تفسیر مستلزم بازآیی مطالب یا ارائه دیدگاهی تازه از آن است.بیان روایط بین اجزا و متغیرها یا توانایی بیان تفاوتها و تشابهات دو یا چند پدیده یا موضوع در این چارچوب قرار می گیرد.مطمئنا توانایی تشخیص دادن عواملی که دارای نتایج نادرست هستند با فهمیدن امکانپذیر است نه با حفظ کردن.

مثال : وقتی از دانش آموز بخواهیم که برای جلوگیری از خسارات وارده در مناطق روستایی که در معرض خطر زلزله قرار دارند ، چه اقداماتی باید صورت پذیرد .در این حوزه به طراحی سوال پرداخته ایم.

کاربستن:

استفاده از عوامل انتزاعی( اندیشه های کلی، قواعد اجرایی ، روشهای کلی ) در موقعیت های ویژه و معین. در این حوزه دانش آموز باید بتواند از آموخته هایش در میدان عمل به صورت کاربردی استفاده نمایدو مشکلی را حل نماید.

مثال : با استفاده از محاسبات ریاضی و مقیاس نقشه ،بتواند مسافت دو شهر را محاسبه نماید. یا نوع محصول کشاورزی یک منطقه را با توجه به شرایط محیطی تعیین نمایدو..

تحلیل :

شکستن وتجزیه یک مطلب یا موضوع به اجزا و عناصر تشکیل دهنده آن به گونه ای که سلسله مراتب اندیشه ها به صورتی روشن نشان داده شود و روابط میان اندیشه های بیان شده مشخص گردند.

مثال: با توجه به محدودیت منابع آب در کشورمان ، وضعیت منابع آب رادر چند سال آینده چگونه پیش بینی می کنید.در این سوال چنانچه جواب کوتاه و مختصر ارائه گردد در سطح دانش و فهم پاسخگویی شده است ولی در صورتیکه جواب با توضیح کامل تجزیه و تحلیل گردد، درسطح تحلیل قرار می گیرد.

ارزشیابی :

داوری در باره ارزش مطالب و موضوعات برای مقاصد معین .ا ترکیب یا آفریدن، پیوند بین اجزاء تشکیل دهنده به شکلی نوو منحصر به فردکه ممکن است منجر به ارائه پیشنهاد نوگردد یا منجر به ساخت طرح  یا وسیله ای جدید شود.

مثال : توانایی دانش آموز در سنجش صحت یک گزارش با استناد به دقت به کار رفته در بیانات ، مستندات ، دلایل و .... در این سطح قرار می گیرد.

2) حوزه عاطفی :

در این حیطه با علاقه ، انگیزش یا قدردانی ، ارزش گذاری سرو کار دارد. معلم از این بابت نگران است که یکی از دانش آموزان او علاقه ای به درس ... نشان نمی دهد، نگرانی او در رابطه با مشکل دانش آموز به حوزه عاطفی مربوط می شود. همه معلمان در ضمن آموزش هدفهای حوزه شناختی ، بطور مستقیم یا غیر مستقیم ، در تحقق بخشیدن به هدفهای عاطفی نیز می کوشند.

3) حوزه روانی – حرکتی :

 این حوزه به زمینه مهارتهای حرکتی یا فعالیتهای بدنی توجه دارد.به عبارت دیگر هر فعالیتی که علاوه بر جنبه روانی داری جنبه جسمانی نیز باشد در این حوزه جای می گیرد. به عنوان نمونه وقتی معلم از این بابت نگران است که یکی از دانش آموزان او نمی تواند حروف صدادار را درست تلفظ کند . نگرانی او در رابطه با دانش آموز به حوزه روانی – حرکتی مربوط می شود.

تفاوت عمده هدفهای این حوزه با هدفهای دو حوزه دیگر در این است که هدفهای حوزه عاطفی به فعالیتهای عاطفی و حوزه شناختی به فعالیتهای شناختی ختم می شود اما هدف حوزه روانی – حرکتی ضمن در بر گرفتن فعالیتهای شناختی و عاطفی به فعالیت های جسمی نیز مربوط می گردد.هدفهای حوزه روانی – حرکتی به اندازه هدفهای شناختی در سطح آموزشگاهها کاربرد ندارد.

نتیجه گیری :

از نظر بلوم و همکاران رعایت این سطوح وطبقه بندی لازم است و حالت پلکانی دارد. یعنی اول باید سطح دانش وبعد درک و فهم و سپس بکاربستن و بعد از آن تفسیر ، تحلیل و ارزشیابی قرار می گیرد.

از نظر اورلیج و همکاران 1998 م سطح دانش بسیار ضروری و سپس سطح درک وفهم نقش مهمی دارد. بعد از آن سطوح دیگر باهم حالت تعامل دارند .یعنی وقتی کسی می خواهد استفاده کاربردی داشته باشد هم تفسیر و تحلیل و هم ارزشیابی می کند، سپس تصمیم به کاربستن یا عدم کاربستن می نماید.

 منابع و ماخذ :

- روانشناسی پرورشی، دکتر علی اکبر سیف.

- اندازه گیری ، سنجش و ارزشیابی آموزشی ، دکتر علی اکبر سیف.

 

 

|+| نوشته شده توسط اله نظرصفدری در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387  |
 
 
بالا

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان